داداشم بچه که بود همیشه غلط گیرای منو با دندونش پاره میکرد فکرکن میریخت رو لباساش و تو دهنش.
یه بار ظهربود منو مامانم خواب بودیم بعد دوباره غلط گیرمنو پاره کرد ریخته بود رو کنترل تلویزیون از ترسش برای اینکه مامانم نفهمه کنترلو شسته بود هیچی دیگه کنترل سوخت!
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:خعلی شیک و مجلسی
.gif)
.gif)
راستي اگه باتبادل لينك موافقي بهم خبر بده ...باباي
.gif)
رفتن های نابهنگام …
شاید رفتن خود پاسخ یک اتفاق است و
هیچکس نمیداند جز آنکه رفته است...